الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
561
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
بدان اى معاويه ! به خدا سوگند كه اگر حسن عليه السلام مرده باشد ، مرگ او باعث فراموشى اجل تو نمىشود ! و پيكر او گودال قبر تو را نمىبندد ! البته كه او به نيكى درگذشت و تو با بدى ماندى ! معاويه گفت : گمان نمىبرم كسى جز چند كودك صغير از او باقى مانده باشد . ابنعباس گفت : هرچه صغير باشند بزرگ خواهند شد ! معاويه گفت : تبريك ! تبريك ! تو بزگ قوم خودت ( بنىهاشم ) شدى ! ابنعباس گفت : بدان ! مادامى كه خداوند ابوعبداللَّه حسينبن على عليه السلام پسر رسولخدا صلى الله عليه و آله را نگهدار است پس من بزرگ قوم نيستم ! « 1 » 15 - ابنعبد ربّه مىگويد : چون حسنبن على عليهما السلام از دنيا رفت ، زن او خيمهاى بر سر قبر او زد و يكسال در آنجا ماند ، سپس به خانهاش برگشت ! شنيدم كسى مىگفت : آنچه خواستند دريافتند ! پس كسى در پاسخ او گفت : بلكه خسته شدند و بازگشتند ! « 2 » 16 - همو مىگويد : چون وقت وفات حسنبن على عليهما السلام فرارسيد ، وصيت كرد تا كنار قبر جدش در همانجا دفن كنند . و چون بنىهاشم خواستند براى او قبرى آماده كنند مروان كه در زمان معاويه والى مدينه بود ، جلوى آنها را گرفت . ابوهريره گفت : چرا از دفن وى كنار جدش مانع مىشويد ؟ من گواهى مىدهم كه خود از رسولخدا صلى الله عليه و آله شنيدم مىفرمود : حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشتند ! مروان به وى گفت : حديث رسولخدا صلى الله عليه و آله ضايع شد ، چون او را
--> ( 1 ) - تاريخ يعقوبى : 2 / 213 و 214 . ( 2 ) - عقدالفريد : 3 / 241 .